بیشتر والدین به طور غریزی از این تصور که فرزند آنها با شکست مواجه شود یا با موقعیتی دشوار روبهرو گردد، احساس نگرانی میکنند. در واقع، والدین معمولا فکر میکنند که بخشی از وظیفهی آنها این است که فرزندان خود را از طوفانها و دشواریهای زندگی محافظت نمایند. این تصور کاملا طبیعی است اما وقتی صحبت از آماده کردن کودک برای آینده به میان میآید، چنین رویکردی همیشه مفیدترین روش نیست.
این والدین باید از خود سوال کنند: آیا میخواهند کودکی تربیت کنند که اهمیت مهربانی و همدلی را درک کند؟ آیا میخواهند فرزند آنها در دوران جوانی بداند چگونه با نقصها و ناکامیها سازگار شود، مهارتهای جدید بیاموزد و در موجهه با سختیها، اعتماد به نفس و استقلال خود را حفظ کند؟
پژوهشها نشان میدهند که همهی این ویژگیها از طریق فرصت مواجه شدن با چالشهای دشوار به دست میآیند. سختیها میتوانند به کودک کمک کنند لحظات خوب زندگی را بیشتر قدر بداند و از غلبه بر موانع و دستیابی به موفقیتها، احساس رضایت و ارزشمندی پیدا کند.
افراد میتوانند از سنین پایین، توانایی فرزند خود را برای پذیرفتن چالشها و بازگشت به شرایط عادی پس از دوران سخت تقویت نمایند. این امر یعنی به او کمک کنند تا تابآور باشد.

تابآوری چیست؟
اگر فردی در فرهنگ لغت به دنبال معنای تابآوری باشد، ممکن است آن را به عنوان توانایی بازگشت به شکل اولیه پس از فشرده شدن، کشیده شدن یا خم شدن بیاید. برای مثال درختان در برابر باد و طوفان تابآور هستند. تابآوری همچنین یک ویژگی انسانی است. فرد تابآور کسی خواهد بود که پس از تجربهی سختیهای شدید یا طولانیمدت، قدرت و روحیهی خود را دوباره به دست آورد و در مواجهه با دشواریها سربلند میشود.
در این زمینه میتوان از فردریک داگلاس نام برد که با رهایی یافتن از بردگی، به سخنرانی بزرگ و روشنفکری برجسته تبدیل شد یا النور روزولت که در کودکی والدین خود را از دست داد اما بعدها به یک فعال سیاسی شناخته شده تبدیل گردید. فریدا کالو از یک حادثهی نزدیک به مرگ جان سالم به در برد؛ حادثهای که رویای پزشک شدن او را از بین برد. بنابراین به نقاشی روی آورد و امروزه به خاطر آثار هنری خود در سراسر جهان شناخته شده است.
همچنین ملاله یوسفزی، فعال حوزهی آموزش که در پاکستان متولد شد و پس از آن که هنگام سوار شدن به اتوبوس مدرسه هدف گلوله قرار گرفت، زنده ماند. او به دلیل فعالیتهای خود در حمایت از آموزش دختران در سراسر جهان، موفق به دریافت جایزهی صلح نوبل گردیده است.
اما تابآوری فقط در افراد مشهور دیده نمیشود. تابآوری ویژگی مهمی برای همهی افراد است زیرا هیچکس نمیتواند از چالشهای اغلب غیر قابل پیشبینی زندگی فرار کند. والدین میتوانند سطح فعلی تابآوری فرزندان خود را با مشاهدهی توانایی او در کنار آمدن با عوامل استرسزای روزمره و همچنین منابع استرس طولانیمدت ارزیابی نمایند.
ابتدا باید به ویژگیهای فردی فرزند و واکنش اولیهی او به استرس فکر کرد. کودک پیش دبستانی وقتی از او میخواهید کمربند ایمنی خود را ببندد، چه واکنشی نشان میدهد؟ کودک 9 ساله وقتی یک پروژهی بزرگ علمی به او محول میشود، چگونه واکنش نشان میدهد؟
واکنش بیولوژیکی هر کودک به استرس، در میزان تابآوری او نقش دارد. برخی کودکان حساسیت زیادی نسبت به استرس نشان میدهند. در حالی که برخی دیگر ذاتا آرامتر و آسانگیرتر هستند. با این حال، تابآوری کاملا از پیش تعیین شده نیست. توانایی کودک برای سازگاری و شکوفایی در مواجهه با یک چالش، تحت تاثیر تجربیات و روابط او نیز شکل میگیرد.
پژوهشگران گاهی تابآوری کودک را به یک الاکلنگ تشبیه میکنند. تجربیات استرسزا مانند از دست دادن یکی از والدین یا ابتلا به یک بیماری مزمن، ممکن است در یک سوی الاکلنگ جمع شوند و با سنگین کردن آن، تعادل را به سمت پیامدهای منفی تغییر دهند اما در سوی دیگر روابط مثبت و منابع حمایتی قرار دارند.
این عوامل کمک میکنند استرس برای کودک قابل تحمل شود و الاکلنگ را در جهت دیگری، یعنی به سمت پیامدهای مثبت متمایل میکنند. عوامل استرسزا از بین نمیروند اما کودک ابزارهای لازم برای رسیدن به یک تعادل مثبت را به دست میآورد. به عنوان والد میتوان به فرزند کمک کرد مهارتهای مورد نیاز برای مواجهه با چالشهای زندگی را به دست آورد. تابآوری قابلیتی است که میتوان آن را به مرور زمان ایجاد و تقویت کرد.
اهمیت روابط
داشتن حمایت یک فرد بزرگسال با ثبات و متعهد، چه والد، مراقب یا معلم، یکی از مهمترین عوامل در کمک به کودک برای احساس این است که توانایی غلبه بر سختیها را دارد. این نوع ارتباط قابل اعتماد میان بزرگسال و کودک، مانند یک سپر در برابر استرسهای زندگی بیرونی برای کودکان خردسال عمل میکند و فضای امنی ایجاد میکند که کودک بتواند در آن رشد کند و یاد بگیرد.
هرچه کودک روابط با ثبات بیشتری داشته باشد، بهتر است. اگرچه رابطهی والد با فرزند اهمیت زیادی دارد اما همچنین نیاز خواهد بود تا به سایر روابط قابل اعتماد و فعلی فرزند نیز توجه گردد. این افراد میتوانند پدربزرگ یا مادربزرگ، عمه یا خاله، عمو یا دایی، مربی، معلم پیانو یا یکی از دوستان خانواده باشند. باید فکر شود که چگونه میتوان به تقویت این روابط کمک کرد یا روابط دیگری ایجاد نمود که برای فرزندان مفید باشند.

باورهای اساسی
تابآوری تا حدی شبیه یک عضلهی عاطفی است. هرچه بیشتر از آن استفاده شود، قویتر خواهد شد. برای کمک به فرزندان در تقویت این عضله، باید او را تشویق کرد تا مفاهیم کلیدی زیر را درک و جذب نماید. تصمیمها پیامد دارند. باید اجازه داد تا فرزندان نتیجهی تصمیمهای خود را تجربه کنند.
شکست بخشی از زندگی است. اهمیت دارد که کودکان یاد بگیرند شکست به معنای پایان راه نیست. اگر کودک شکست را فرصتی برای یادگیری ببیند و نه دلیلی برای کنار کشیدن، احتمال بیشتری دارد که امور جدید را امتحان کند و در آنها بهتر شود.
هر کسی نقاط قوتی دارد. هر کودکی تواناییهای منحصر به فردی دارد. برای برخی کودکان، حوزههای متداولی مانند تحصیل یا ورزش ممکن است نقطهی قوت اصلی نباشند اما ممکن است در زمینههای دیگری مانند خلاقیت یا شجاعت توانایی بیشتری داشته باشند.
شناخت ویژگیهای فردی و استعدادهای کودک با کمک ژنتیک
هر کودک ویژگیهای منحصر به فردی دارد و شناخت بهتر این ویژگیها میتواند به والدین کمک کند تا مسیر رشد و تربیت فرزند خود را آگاهانهتر دنبال کنند. همان طور که در این مطلب اشاره شد، واکنش کودک به استرس، نقاط قوت، نحوهی سازگاری با چالشها و تواناییهای فردی میتوانند در شکلگیری مسیر رشد او نقش داشته باشند.
ژنتیک نیز یکی از عواملی است که در کنار محیط، تجربههای زندگی و شیوهی تربیت، میتواند با برخی ویژگیهای شخصیتی و توانمندیهای فردی مرتبط باشد. در مرکز خدمات ژنتیک حنیفا، گزارش ژنتیک شخصیتشناسی و گزارش ژنتیک استعدادیابی و مهارتسنجی، با هدف ارائهی شناخت بیشتر از برخی ویژگیهای فردی و زمینههای استعداد ارائه میشوند.
این اطلاعات میتوانند به والدین کمک کنند تا در کنار مشاهدهی رفتار و علایق کودک، شناخت جامعتری از ویژگیهای او داشته باشند و زمینهی مناسبتری برای پرورش توانمندیها فراهم نمایند. البته ژنتیک به تنهایی شخصیت، استعداد یا آیندهی یک کودک را تعیین نمیکند.
بلکه تعامل میان عوامل ژنتیکی، محیط، آموزش، تجربه و روابط، در شکلگیری این ویژگیها نقش دارد. بنابراین، گزارش ژنتیکی میتواند به عنوان یکی از ابزارهای شناخت بهتر کودک، در مسیر استعدادیابی، پرورش نقاط قوت و تصمیمگیری آگاهانهتر دربارهی رشد و آموزش او، مورد استفاده قرار گیرد.