زمانی که در رابطه با سلامت صحبت شود، ممکن است ذهن افراد مستقیما به سمت سلامت جسمی برود. با این حال، احساسات نیز نقش مهمی در سلامت و بهزیستی کلی فرد ایفا میکنند. مطالعات نشان دادهاند که میان سلامت روان تنظیم شده و سلامت جسمی بدن ارتباط وجود دارد.
یک رویکرد جامعتر در رابطه با سلامت، وضعیت هر دو بعد ذهن و بدن را در نظر میگیرد؛ موضوعی که اغلب از آن با عنوان ارتباط ذهن و بدن یاد میشود.
سلامت عاطفی چیست؟
سلامت عاطفی یکی از ابعاد سلامت روان است. این مفهوم به توانایی فرد برای کنار آمدن با احساسات مثبت و منفی، از جمله آگاهی از آنها اشاره دارد. افرادی که از سلامت عاطفی خوبی برخوردار هستند، برای مقابله با احساسات منفی سازوکارهای مناسبی دارند و همچنین میدانند که چه زمانی لازم است برای دریافت کمک به یک متخصص مراجعه نمایند.
بهزیستی عاطفی با سلامت جسمی ارتباط دارد. افرادی که میزان زیادی استرس و احساسات منفی را تجربه میکنند، گاهی دچار مشکلات جسمی دیگری نیز میشوند. این مشکلات مستقیما توسط احساسات منفی ایجاد نمیشوند بلکه ممکن است در نتیجهی رفتارهایی به وجود بیایند که احساسات منفی به دلیل نبود تنظیم عاطفی میتوانند بر آنها تاثیر بگذارند.
برای مثال برخی افراد برای کاهش استرس به سیگار کشیدن یا مصرف الکل روی میآورند. به علاوه این عادتها خطر ابتلا به سرطان، بیماری قلبی و سایر بیماریها را افزایش میدهند. باید به خاطر داشت که یک فرد میتواند بیماری روانی داشته یا روزهای بدی را تجربه کند و در عین حال از بهزیستی عاطفی خوبی برخوردار باشد.
بیماریهای روانی اغلب به دلایل عمیقتری مانند عدم تعادل شیمیایی یا تجربهی تروما اتفاق میافتند. سلامت عاطفی بیشتر به تنظیم احساسات، آگاهی از احساسات و مهارتهای مقابلهای مربوط میشود و افراد مبتلا به بیماری روانی و همچنین افراد فاقد بیماری روانی میتوانند از این راهکارها استفاده نمایند.
چگونه میتوان فهمید در زمینهی سلامت عاطفی مشکل وجود دارد؟
برخی از علائم هشداردهندهای که نشان میدهند سلامت عاطفی فرد نیازمند توجه است، عبارتند از:
- کنارهگیری از دوستان، اعضای خانواده یا همکاران
- کاهش سطح انرژی نسبت به حالت معمول
- خواب بیش از حد یا کمتر از حد معمول
- پرخوری یا کمخوری
- افزایش مصرف مواد
- هجوم یا سرعت گرفتن افکار
- کاهش عملکرد در محل کار
- افزایش درگیریها و تعارضات بین فردی نسبت به حالت معمول
- احساس تحریکپذیری، گناه، ناامیدی یا بیارزشی
- بیتوجهی به بهداشت فردی و مراقبت از خود

چگونه میتوان روی سلامت عاطفی کار کرد؟
روشهای مختلفی برای حفظ یا حتی بهبود سلامت عاطفی وجود دارند که از جملهی آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
داشتن یک سبک زندگی متعادل
افراد باید تلاش کنند تا میان کار و زتدگی شخصی، فعالیت و استراحت و همچنین در تمام جنبههای زندگی تعادل و میانهروی مناسبی برقرار کنند.
حفظ ارتباط با دیگران
داشتن ارتباط با جامعه و اطرافیان اهمیت زیادی دارد. افراد میتوانند زمانی را به طور منظم برای بودن در کنار دوستان و اعضای خانواده برنامهریزی نمایند. ارتباطات مجازی مفید هستند اما دیدار حضوری با دیگران هر چند کم نیز میتواند کمککننده باشد.
انجام مراقبه
مراقبه به افراد کمک میکند تا افکار و احساسات خود را بهتر مشاهده و آگاهانهتر درک کنند؛ موضوعی که بخش مهمی از بهزیستی عاطفی است.
توجه به نحوهی صحبت کردن فرد با خودش
گفتوگوی درونی منفی میتواند به یک پیشگویی خود محققشونده تبدیل شود یا دست کم فرد را در یک ذهنیت منفی قرار دهد. باید تلاش شود تا با استفاده از کلمات و جملات، تصویر مثبتی از خود فرد برای او ایجاد شود. ممکن است افکار نیز به تدریج از این الگو پیروی کنند.
انجام هدفگذاری و جشن گرفتن موفقیتهای فردی
هر شخص باید برای خود هدفی تعیین کند که برای رسیدن به آن تلاش نماید و دستاوردها را جشن بگیرد تا عزت نفس و احساسات مثبت او نسبت به خودش تقویت شود.
آموختن راهکارهای تابآوری
تابآوری، به توانایی فرد برای واکنش نشان دادن به احساسات دشوار و موقعیتهای استرسزا گفته میشود. بسیاری از همان اقداماتی که به بهبود سلامت عاطفی کمک میکنند، میتوانند تابآوری را نیز افزایش دهند.
داشتن خواب کافی
مطالعات نشان میدهند که کمبود خواب، توانایی فرد برای درک احساسات دیگران و همچنین توانایی پردازش احساسات را به طور کلی کاهش میدهد.
ورزش کردن
فعال ماندن از نظر چسمی، به مدت حداقل 30 دقیقه در روز میتواند به بهبود کلی سلامت عاطفی یاری رساند. ورزش لزوما نباید بسیار سخت یا شدید باشد. حتی پیادهروی یا کمی رقصیدن در خانه نیز میتواند مفید باشد.
یافتن معنا در زندگی
برخی افراد شغلی دارند که به آنها احساس هدفمندی میدهد اما این تنها راه پیدا کردن معنا در زندگی نیست. حتی کاری ساده مانند مراقبت از یک حیوان خانگی یا داوطلب شدن برای فعالیتی که فرد به آن علاقه دارد نیز میتواند همین احساس هدفمندی را ایچاد کند.
اطلاع از زمان نیاز به درخواست کمک
نیازی نیست تا شخص احساسات منفی خود را به تنهایی مدیریت کند. دانستن اینکه چه زمانی باید برای دریافت کمک به یک متخصص سلامت روان مراجعه شود تا در مواجهه با احساسات دشوار به فرد یاری دهد، مهارت ارزشمندی است. همچنین اگر یک فرد تلاش کرده تا سلامت عاطفی خود را بهبود ببخشد اما همچنان احساس نمیکند که حال بهتری دارد باید از یک متخصص کمک بگیرد.

نقش ژنتیک در سلامت اعصاب و روان
سلامت اعصاب و روان تحت تاثیر مجموعهای از عوامل از جمله ویژگیهای فردی، سبک زندگی، کیفیت خواب، میزان استرس، روابط اجتماعی و تجربیات زندگی قرار دارد. در کنار این عوامل، ژنتیک نیز میتواند در ایجاد برخی ویژگیها و استعدادهای مرتبط با سلامت روان نقش داشته باشد. شناخت این عوامل ژنتیکی میتواند به آگاهی بیشتر از زمینههای فردی و توجه زودتر به عوامل قابل کنترل کمک کند.
در مرکز خدمات ژنتیک حنیفا، گزارش سلامت اعصاب و روان با بررسی عوامل ژنتیکی مرتبط با برخی ویژگیها و وضعیتهای حوزهی اعصاب و روان، اطلاعاتی دربارهی زمینههای ژنتیکی فرد ارائه میدهد. این گزارش میتواند در کنار سابقهی خانوادگی، سبک زندگی و سایر عوامل موثر، به شناخت بهتر وضعیت فرد، افزایش آگاهی و اتخاذ تصمیمهای آگاهانهتر برای حفظ و ارتقای سلامت اعصاب و روان یاری رساند.
البته نتایج ژنتیکی به تنهایی نشاندهندهی ابتلا یا عدم ابتلا به یک اختلال روانی نیستند و سلامت اعصاب و روان حاصل تعامل پیچیده میان ژنتیک و محیط است. به همین دلیل، گزارش ژنتیکی میتواند به عنوان ابزاری برای پیشآگاهی و شناخت بهتر زمینههای فردی در نظر گرفته شود و در صورت نیاز، در کنار ارزیابیهای تخصصی و نظر پزشک یا متخصص سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد.